دلشورههای نراقی برای حفظ رژیم پهلوی
نراقی: مذاکره با [امام] خمینی فایدهای ندارد(پاورقی)
زمانی که انقلاب اسلامی فراگیر شد و سردمداران رژیم با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند تصمیم به اتحاد گرفتند، هماهنگی نراقی و علی امینی بیشتر شد.
در این موقع، احسان نراقی، تقریباً تمامیِ فعالیتهای خویش را به اطلاعِ علی امینی میرساند و نه تنها به عنوانِ یکی از مدافعینِ او، عمل میکرد427 که در منزل مسکونی او نیز تردد داشت428 تا جایی که ساواک به این نتیجه رسیده بود که:
«احسان نراقی محقق معروف، مخبرین خارجی را که در وضعیت فعلی در ایران پراکنده هستند و با توجه به ارزش خبر و پر تیراژ بودن روزنامهها و همچنین نحوه مصاحبه و اثر آن در خارج از کشور، به امینی معرفی مینماید.»429
یکی از نکتههای جالب در تماسهای نراقی با امینی، عدم اطلاعرسانی درباره ملاقاتهای خود با محمدرضا پهلوی به اوست430 و این درحالی است که در خصوصِ ملاقات خود با فرح دیبا، به او میگوید:
«خدمت خانم بود، (علیاحضرت شهبانو). در آنجا صحبت بود که امینی به آن قانون اساسی احترام میگذارد که مربوط به زمان قاجار است، بدون متمم، چون خود او قجر میباشد. با این حرف، امینی ناراحت شد و گفت: همین افراد، همیشه بوده و هستند که ذهن اطرافیان را خراب میکنند. بعد احسان بیان داشت: خانم هم به آنها گفت، شما بی سواد هستید و بیخود میگویید. مگر قانون اساسی جدید و قدیم دارد و احسان اضافه نمود: تنها کسی که به من مرتباً تلفن میکند و از شما دفاع میکند و فردی وطن پرست میباشد، رضا قطبی است و خانم، (شهبانو)، حرفهایی زدهاند که در فرصت مقتضی خدمتتان عرض خواهم کرد و قرار شد برای روز چهارشنبه 19/7/57 به ملاقات امنی برود.»431
ملاقات نراقی با امینی، در 19 مهر 1357ش، سه روز قبل از دومین ملاقات او با شاه در 22 مهرماه بود. پس از آن، احسان نراقی به خارج از کشور رفت و در روز دهم آبان ماه، که اعتصابات سراسری در ایران آغاز شده بود، از پاریس با امینی تماس گرفت و نا امیدانه گفت:
«من از پاریس صحبت میکنم، ما در اینجا، دلمان شور[می زند] و وضع، خراب[است] و مطبوعات بی اندازه ناراحت میکنند... مثل اینکه خمینی، روحیهشان تغییر پذیر نیست و مذاکره با وی فایدهای ندارد؛ و فکر میکنم در ایران باید وضعی به وجود آورد که کمی آرام بشود... تنها راه، همانجا (منظور ایران) است و خود شما همانطور که میگفتید: باید راه حلی پیدا کرد.»432
نراقی پس از بازگشت از پاریس، با علی امینی تماس گرفت و ضمنِ صحبت پیرامون تلاشهایی که در جریان ملاقات با آیتالله شریعتمداری صورت گرفته، آمادگی غلامحسین صدیقی را برای پذیرش نخستوزیری به اطلاع او رساند و در رابطه با ملاقات خود با ناصر مقدم، رئیس ساواک، نیز گفت:
«راجع به دستگاه تبلیغات، با مقدم (تیمسار ریاست ساواک)، صحبت کردم و به ایشان گفتم: دستگاه تبلیغات ما خیلی ضعیف است و راجع به سرپرستی آن و اشخاص مختلف صحبت کردیم و گفتم: دکتر صدر بد نیست، چون تا حدودی فهم سیاسی دارد.»433
در این شرایط، احسان نراقی، برای حفظ پایههای سلطنت محمدرضا پهلوی، شب و روز نداشت و در این مسیر، تلاشی طاقتفرسا و بیوقفه داشت:
«1/9/57، احسان نراقی با امینی تماس حاصل و اظهار داشت: با دکتر غلامحسین صدیقی و یحیی مهدوی، تماس گرفتهام و آمادگی آنها را گرفتهام و قرار است با دکتر علیاکبر سیاسی هم ملاقات نمایم و نیز یک عده را نزد الهیار صالح فرستادهام.»434
این آمادگی صورت گرفت و غلامحسین صدیقی به دیدار شاه رفت و پس از آن، گزارش این ملاقات به شرح زیر، در مکالمه نراقی و امینی، انعکاس یافت:
«نراقی: ایشان (غلامحسین صدیقی) رفته آنجا و صحبتشان خیلی خوب بوده و حدود دو ساعت شرفیاب بوده و تقریباً بابا همه شرایط را قبول کردهاند. (منظور شاهنشاه آریامهر). صدیقی گفته: برای مدت ده روز به من مهلت بدهید تا مطالعه نمایم و افراد را انتخاب نمایم. به نظر شما در کابینه او چه تیپهایی خواهند بود؟
امینی: دکتر مولوی که در بازار مشترک به عنوان نماینده شرکت میکرد، به نظر من بد نیست.
نراقی: وزیر دادگستری؟
امینی: بنیصدر برای آنجا بهتر از نزیه (رئیس کانون وکلا) میباشد، چون نزیه یک مقدار عصبانی و تند است.
نراقی: وزارت دارایی؟
امینی: فعلاً کسی برای این شغل در نظر گرفته نشده، تا بعد ببینیم چه میشود کرد.
نراقی: غلام، (احتمال قوی غلامحسین مصدق)، از نظر وجهه کابینه بد نیست که او هم باشد.
امینی: غلام در آن حد نیست که عنوانی داشته باشد. البته وزیر مشاور یا وزیر بهداری تا حدودی خوب است. تا آنجا که من اطلاع دارم، با اعلیحضرت هم میانه اش خوب است.»435